الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

507

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

خوشبختى را مىشناختند ، به‌همين دليل پيوسته به سراغ آنها مىرفتند و از سوى ديگر عوامل بدبختى و گرفتارى در آخرت را به خوبى مىدانستند ، لذا سعى مىكردند با شتاب از آن بگذرند و به آن آلوده نشوند . در چهارمين وصف از اوصاف آنها مىفرمايد : « آنها جز با كسانى كه اهل آخرت بودند نشست و برخاست نداشتند » ؛ ( تقلّب أبدانهم بين ظهراني « 1 » أهل الآخرة ) . آرى ! آنها از نظر ظاهر در ميان همه مىزيستند ؛ ولى معاشران واقعى آنها اهل آخرت بودند ، چرا كه مىدانستند معاشرت با دنياپرستان قلب را مىميراند ، چون در جلسات آنها چيزى جز متاع دنيا و لذّات آن مطرح نيست و در واقع مردگانى هستند در لباس زندگان . آنگاه در پنجمين و آخرين وصف مىفرمايد : « و هنگامى كه مىديدند دنياپرستان مرگ اجسادشان را مهم مىشمرند آنها مرگ دلهاى زندگان را از آنها مهم‌تر مىدانستند » ؛ ( و يرون أهل الدّنيا يعظّمون موت أجسادهم و هم أشدّ إعظاما لموت قلوب أحيائهم ) . از مجموع اوصاف پنجگانه فوق استفاده مىشود كه معناى زهد و حقيقت آن اين نيست كه انسان فقير و بىنوا باشد ، يا زندگى اجتماعى را رها كند و در گوشه‌اى خزيده مشغول عبادت شود ، بلكه حقيقت زهد آن است كه در همه چيز و همه جا اولويت را براى حيات آخرت قائل شود و اسير زرق و برق دنيا و هوا و هوسهاى زودگذر نشود .

--> ( 1 ) . « ظهرانى » يعنى وسط و ميان دو شخص يا اشخاص است و در اصل « ظهرين » تثنيهء « ظهر » بوده است گويى انسان هنگامى كه در وسط جمعيّت است پشتيبانى از پيش‌رو و پشتيبانى از پشت سر دارد سپس الف و نون ، براى تأكيد به آن اضافه شده و نون تثنيه نيز به هنگام اضافه حذف مىگردد و به صورت « بين ظهرانى » در مىآيد ، بنابراين « بين ظهرانى » يعنى قرار گرفتن در ميان افرادى كه از انسان پشتيبانى مىكنند . ( به لسان العرب ريشهء ظهر رجوع شود ) .